سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ، و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ، و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید . [نهج البلاغه]
خانه | مدیریت | ایمیل من | شناسنامه| پارسی یار
من و نقش
  • کل بازدیدها: 11851 بازدید

  • بازدید امروز: 10 بازدید

  • بازدید دیروز: 14 بازدید
  • رفتن به نمایشگاه کتاب
    طه ( 87/2/19 ساعت 6:40 ع )

    به نام خدای مهربونی
    سلام به دوستای گلم
    امروز 5 شنبس و همسرم رفتن به نمایشگاه کتاب اونم تنهایی ، یعنی: بدون من  با دوستشون رفتن
    البته از این بابت از دستشون ناراحت نیستم چون به من هم گفتن که برو نمایشگاه کتاب ، اما ناراحتم چون گفتن که با دوستات برو نه با خودم، ناراحتم چون دوهفتس که به من قول دادن که بریم بیرون اما .... ، ناراحتم که دوهفتس و یه ماهه که قراره دو جایی بریم اما نمیاد که با هم بریم ، ناراحتم که بد قولی کرده..............
    صبح که از خواب بیدار شد خیلی راحت نشست پای نت و مشغول شد . من هم گذاشتم رفتم بیرون ، وقتی برگشتم رفته بود بیروناما زود اومدن گفتن که: من دارم میرم نمایشگاه دوستانتون هم هنوز نرفتن قرار بذارید با هم برید نمایشگاه من هم نرفتم چون حال نداشتم برم بیرون یعنی حال نمایشگاه رفتن رو نداشتم اونم تنهایی (بدون ایشون). البته کتابایی رو که میخواستم توسط ایشون خریداری میشه و البته مشاوره در امر خرید کتاب هم به قوت خودش باقیست.
    الان هم که من تنهام و دارم یه کاری میکنم که ایشون با این ایدی راضی نیستن انجامش بدم اما با یه ایدی دیگم مشکلی ندارن. البته تو این فاصلهاین  وبلاگ رو هم تاسیس کردم.
    فکر زدن این وبلاگ موقع خوندن فلسفه به ذهنم خطور کرد حالا هم که چند روز از اون امتحان گذشته موفق به انجامش شدم
    حالا به نظرتون من کار درستی میکنم  کاری رو که همسرم دوست ندارن دارم انجام میدم ؟
    به نظرتون کار بدی کردم که نرفتم نمایشگاه ؟اخه ناراحت شدن
    به نظر شما این کارای من به  نقشم ضرر میزنن؟



  • نظرات دیگران ( )

    =============================================================

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    تولدت مبارک
    هر چه می خواهد دل تنگم نمیتونم بگم
    [عناوین آرشیوشده]

    =============================================================